عید مبارک


سلام و درود دوستان عزیز. این آخرین مطلبیه که تو سال 88 میذارم. امیدوارم عید بهتون خوش بگذره و حتما سر سفره ی هفت سین برام دعا کنید.

عیدتون مبارک

اگه می دونید لطفا راهنماییم کنید

داشتم توی  وبلاگ ها و سایت های مختلف راجع به نوروز و علت به وجود آمدنش و سفره ی هفت سین و چیزهایی که باید سر سفره گذاشته بشه و فلسفه ی اونها و آیین های نوروزی و علت پیدایش اونها تحقیق می کردم. ( چون فعلا به کتابخونه دسترسی ندارم ) واقعا گیج شدم. هر جایی یه مطلب گفته شده بود. بدون منبع و دلیل اثبات. فکر می کنم برای فهمیدن این مسئله باید علم زیادی داشته باشم. امیدوارم یه روز خودم بتونم تو این زمینه و مسائلی مثل این تحقیق کنم و به حقیقت دست پیدا کنم.

دوستان اگه چیزی می دونن لطفا راهنماییم کنند.

اوست دانا و بینا

"ای جهانگیر، نوروز روزی است که آفتاب جهانتاب جهان جاوید در آسمان بزرگواری درخشید و روشنایی فزون بخشید و رهنمون شد. این بهار جانبخش بود که درختان پژمرده را تازه و زنده نمود. گل وشکوفه شکفته شد و نرگس و بنفشه آشفته گشت. نوروز خدایی این بود."

نوروز عید باستانی1

از عادات قديمه است که هر ملّتی از ملل را ايّام سرور عمومی است که جميع ملّت درآنروز سرور و شادمانی کنند و اسباب عيش و عشرت فراهم آرند يعنی يکروز از ايّامسنه را که در آنروز واقعه عظيمی  و امر جليلی رخ داده آنرا انتخاب نمايند و درآنروز نهايت سرور نهايت حبور و نهايت شادمانی ظاهر کنند ديدن يکديگر نمايند واگر چنانچه بين نفوس کدورتی حاصل در آن روز آشتی کنند و آن اغبرار و آن دلشکستگیزايل شود دوباره بالفت و محبّت پردازند چون در روز نوروز از برای ايرانيان امورعظيمه واقع شد لهذا ملّت ايران يوم نوروز را فيروز دانسته و آنرا عيد ملّیقرار دادند  فی الحقيقه اين روز بسيار مبارکست زيرا بدايت اعتدال ربيعی و اوّل بهار جهت شمالی است و جميع کاينات ارضيّه چه اشجار چه حيوان چه انسان جانتازه يابد و از نسيم جان پرور نشاطی جديد حاصل کند حياتی تازه يابد و حشر و نشربديع رخ بگشايد زيرا فصل ربيع است و در کاينات  حرکت  عمومی  بديع  وقتی سلطنتايران مضمحل شده بود و اثری از آن باقی نمانده بود در اين روز تجديد شد جمشيد برتخت نشست ايران راحت و آسايش يافت قوای متحللّه ايران دوباره نشو و نما نمود واهتزازی عجيب در دل و جانها حاصل گشت بدرجه‌ای که ايران از ايّام سلف که سلطنتکيومرث و هوشنگ بود بلندتر گرديد و عزّت و عظمت دولت ايران و ملّت ايران مقامیبالاتر گرفت و همچنين وقايع بسيار عظيمه در روز نوروز که سبب فخر و عزّت ايرانو ايرانيانست  وقوع يافت لهذا هميشه ملّت ايران قريب پنج شش هزار سال است که اين روز را فيروز شمرده‌اند و شکون دانسته‌اند و روز سعادت ملّت شمرده‌اند و الیيومنا هذا اين روز را تقديس کنند و مبارک دانند باری هر ملّتی را روزيست کهآنروز را يوم سعادت دانند و اسباب مسرّت فراهم آرند  و در شرايع مقدّسه الهيّهدر هر دوری و کوری نيز ايّام سرور و حبور و اعياد مبارکی که در آنروز اشتغالمتفرّقه ممنوع تجارت و صناعت و زراعت خلاصه هر عملی حرام است بايد کلّ بسرور و شادمانی پردازند و اجتماع کنندو محافل عمومی بيارايند و حکم يک انجمن حاصل کنند تا وحدت ملّت و الفت و يگانگی درجميع انظار مجسّم شود و چون روز مبارکی است نبايد آنروز را مهمل گذاشت بی‌نتيجه نمود که ثمر آنروز محصور در سرور و شادمانی ماند در چنين يوم مبارکی بايد تأسيسمشروعی گردد که فوائد و منافع آن از برای ملّت دائمی ماند تا در السن و تاريخمشهور و معروف گردد که مشروع خيری در فلان روز عيدی تأسيس يافت پس بايد دانايانتحقيق و تحرّی نمايند  که احتياج ملّت در آنروز بچه اصلاحی است و چه امر خيریلازم و وضع چه اسّی از اساس سعادت ملّت واجب تا آن اصلاح و آن امر خير و آن اساس درآن روز تأسيس گردد  مثلاً اگر ملاحظه کنند که ملّت محتاج تحسين اخلاق است اساس تحسين اخلاق را در آنروز تأسيس کنند ملّت اگر احتياج بانتشار علوم دارد و توسيع دايره معارف لازم در اينخصوص قراری بدهند  يعنی افکار عموم ملّت را منعطف بآنامر خير کنند  و اگر چنانچه ملّت احتياج بتوسيع دايره تجارت يا صناعت يا زراعتدارد در آنروز مباشرت بوسايلی نمايند که مقصود حاصل گردد  يا آنکه ملّت محتاج به صيانت و سعادت و معيشت ايتام است از برای سعادت ايتام قراری بدهند و قس علی ذلک تأسيساتيکه مفيد از برای فقرا وضعفا ودرماندگانست تا در آن  روز از الفت عموم و اجتماعات عظيمه نتيجه حاصلگردد و ميمنت و مبارکی آن روز ظاهر و آشکار .

 

تولدم مبارک

سلام دوستان عزیز و هموطنان خوبم

دیروز تولدم بود، سعی کردم هر طور شده بیام و یه چیزی بنویسم ولی نشد. امیدوارم واقعا از این به بعد برام تولدی دوباره باشه. ممنونم از همتون. و التماس دعا دارم.

طبیعت ما این است

 

 روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم

 

از همتون ممنونم.

یا خدا

 

 خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم. همواره در من جاری باش، همانگونه که خون در رگهایم جاری است. خداوندا: از تو میخواهم که هرگز در بیابان هولناک زندگی، تنها و بی یاور رهایم نسازی . از تو میخواهم که در کوره راه پر پیچ و خم زندگی، تنهایم نگردانی که همواره محتاج وجودت میباشم............ آمین

 

سلام عزیزان

به علت مشکلاتی مدتی نمی تونم مطلب جدید بذارم و به نظراتون پاسخ بدم. پوزش میخوام.

موفق و پایدار باشید.