خيام
از رفته قلم هيچ دگرگون نشود وز خوردن غم به جز جگر خون نشود
گر در همه عمر خويش خونابه خوري يك قطره از آن كه هست افزون نشود
در چشم محققان چه زيبا و چه زشت منزلگه عاشقان چه دوزخ چه بهشت
پوشيدن بيدلان چه اطلس چه پلاس زير سر عاشقان چه بالين و چه خشت
اين يك دو سه روزه نوبت عمر گذشت چون آب به جويبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت روزي كه نيامده ست و روزي كه گذشت
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:49 توسط نیلوفر
|
خوش اومدی ...